سيد محمد دامادى
253
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
زهى خيال كه منشورِ عشقبازىِ من * از آن كمانچهء ابرو رسد به طغرايى [ 482 / 4 ] جلال ؛ ( امص ) بزرگى ، بزرگوارى ، عظمت ، شكوه « معين » به وجهِ مرحمت اى ساكنانِ صدرِ جلال * ز روىِ حافظ و اين آستانه ياد آريد [ 236 / 7 ] تركِ ما سوىِ ما نمىنگرد * وه از اين كبريا و جاه و جلال [ 296 / 7 ] لعمرك ؛ « اين ظاهرست اندر حال پيغمبر ( ص ) كه چون از حق به دو قسم آمد لعمرك ، وى چندان عبادت كرد به شب و روز كه از همهء كارها باز ماند و پاهاى مبارك وى بياماسيد تا خداوند تعالى گفت : طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى . . . » [ قرآن كريم ، سورهء 20 طه آيه 1 و 2 طه [ اى مشتاق حق و هادى خلق ] و اى رسول ؛ قرآن را نازل نكرديم بر تو كه [ از كثرت عبادت و جهد در هدايت مردم خود را به رنج در افكنى [ كشف المحجوب / 403 ] منشور ؛ ( اسم مفعول ) پراكنده ، نشر شده ، زنده شده ، مبعوث . نامهء دولتى كه سرش بسته نباشد ( قاموس ) از قبيل فرمانها و دستورهاى غير محرمانه ( معين ) ولايت ؛ ( مص ) حكومت كردن ، تسلّط داشتن - حكومت - امارت ( معين ) لولاك ؛ مقصود حديث معروف است لولاك لما خلقت الأفلاك كه در شرح تعرّف ، [ ج 2 ، ص 46 ] بدين صورت ديده مىشود : [ لو لا محمّد ( ص ) ما خلقت الدّنيا و الآخرة و لا السماوات و الأرض و لا العرش و لا الكرسىّ و لا اللّوح و لا القلم و لا الجنّة و لا النّار و لو لا محمّد ما خلقتك يا آدم ] و مؤلف اللوءلوء المرصوع دربارهء آن چنين گفته است :